Home


چنگیز عباسی

سیکل خودکامگی، مراحل آن و امکان خروج

نظام خودکامگی از مرحله تشکیل خود تا باز تشکیل آن دارای چهار مرحله « سه بعلاوه یک » برجسته و شناخته شده است که تشخیص آن برای اهالی سیاست خارج از لطف نیست.

مرحله استقرار: در این مرحله فرض بر این است که نظام خودکامه محصول سقوط یک نظام قبلی است که در آن دارندگان دیدگاههای مختلف سیاسی در یک ائتلاف که در آن یکی از جناحها دارای وزن بیشتری بوده است، به قدرت رسیده و تشکیل حکومت داده است. هرقدرت سیاسی بعد از به قدرت رسیدن نیازمند آرامش بعد از طوفان درگیری‌ها است و لذا اگر برنامه وی اعمال خودکامگی به منظور فساد مالی باشد لاجرم دو اقدام اساسی را سریعا به اجرا می‌گذارد. یکی اینکه صاحبان دیدگاههای متفاوت در اداره کشور را که در مرحله قبلی یعنی مرحله براندازی با وی ائتلاف کرده بودند با شدت و حدت تمام سرکوب و از میدان به در میکند. بازماندگان رژیم سابق را در هر جایی که مانع برنامه‌های وی نشوند مجددا ابقا و تشکیل باند فساد مالی را از نزدیک ترین حلقه‌های خود آغاز می‌نماید. این مرحله تا زمانی که نارضایتی‌ها که خود محصول فساد و

دیکتاتوری خود حاکمیت جدید هستند، خود را نشان نداده‌اند همچنان ادامه می‌یابد

ادامه


چنگیز عباسی

جنبش روز موعود برای اجرای نقشه راه اقدام سریع ملی نیازمند پیوستن حداقل پنج میلیون از هموطنان به شبکه ملی است. برای انجام این امر ما نیازمند استارترهایی از داخل کشور هستیم که این سازماندهی را سامان دهند و علاقمندان را به پیوستن به کانال کاملا بی خطر تلگرام این شبکه با نام " جنبش روز موعود " تشویق نمایند. ذیلا آدرس کانال معرفی میشود. 

t.me/jadeh11033

استارترهای شبکه لازم است که جهت دریافت اطلاعات با من از طریق کلاب هاوس و واتساپ و یا آدرس ایمیل موجود در انتهای این صفحه تماس حاصل فرمایند.



چنگیز عباسی

اطلاعیه تغییر نام

بدینوسیله به اطلاع عموم می رساند که نام نقشه راه کودتای مردمی بنا بر برخی ملاحظات سیاسی به نام " اقدام سریع ملی " با حفظ کامل محتوا

تغییر کرد.

سوم اکتبر دوهزار و بیست و یک



چنگیز عباسی

اطلاعیه سیاسی
اعلام موجودیت جنبش روز موعود 
بدینوسیله به اطلاع ملت به ستوه آمده ایران و همه تشکل‌های سیاسی و مدنی، دانشجویان و دانش آموزان، معلمین و اساتید
دانشگاهها، کارگران، کارمندان و بازاریان و شخصیتهای سیاسی و مدنی اعم از کوشندگان صنفی و حقوق بشری و دولتمردان و
نظامیان اعم از زنان و مردان ایرانی می‌رساند که تشکیلات « جنبش روز موعود » تحت پوشش دفتر همکاریهای سیاسی مردم
ایران « دهجا » برای تحقق نقشه راه « اقدام سریع ملی » برای عبور از حاکمیت رژیم حاکم اعلام موجودیت میکند. تشکیلات «
جنبش روز موعود » صرفا یک تشکیلات کنشگری سیاسی برای عبور از رژیم حاکم است و لذا از همه تشکل‌ها و احزاب سیاسی
ایرانی معتقد به عبور از رژیم حاکم بر کشور و استقرار دموکراسی سکولار در ایران، دعوت میکند که با تشکیل ائتلاف سیاسی
فی‌مابین نسبت به تشکیل دولت موقت ائتلافی که آلترناتیو حاکمیت موجود خواهد بود نسبت به تکمیل این حرکت عظیم ملی که
هم‌اکنون آغاز شده است اقدام نمایند. طبیعی است که در صورت ناتوانی اپوزیسیون در تشکیل دولت موقت ائتلافی، تشکیلات «
جنبش روز موعود » شخصا به دعوت از تشکل‌های معین سیاسی برای تحقق امر مهم یاد شده اقدام خواهد نمود.
اطلاعات بیشتر و نحوه تماس با مدیریت « جنبش روز موعود » در آدرس زیر موجود است.
www.irangoogle.org
چنگیز عباسی
مدیر مسئول جنبش و طراح نقشه راه «عبور سریع ملی».
بتاریخ سوم اکتبر دوهزار و بیست و یک میلادی مصادف با یازدهم مهر یکهزار و چهارصد هجری شمسی.



چنگیز عباسی

کودتای مردمی چرا و چگونه؟

راههای گذار از یک حکومت خودکامه مقدمتا و بطور کلی نیازمند چهار فاکتور اساسی و بنیادی است که در فقدان هر یک از آنها هرگونه تلاش برای گذار از حکومت یاد شده به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. این چهار فاکتور عبارتند از پول کلان، ارتباط گسترده، نقشه راه منطقی قابل اجرا، و زمان مناسب برای اجرای نقشه راه. محلهای تامین پول کلان از سه طریق ممکن است. گرفتن کمک از عموم هموطنان مخالف دیکتاتوری از طریق انتشار اوراق قرضه و یا ایجاد صندوق خیریه، یا گرفتن کمک و استقراض از هموطنان صاحب سرمایه‌های کلان که این بخش نیازمند تضمین بازپرداخت آن در آینده درصورت استقراض خواهد بود و یا گرفتن وام شرافتی و یا کمک‌های بلاعوض از یک کشور بیگانه است  که اولین نوع آن یعنی مراجعه به مردم بهترین و آخرین نوع آن یعنی استقراض خارجی بدترین نوع ممکن برای یک تشکل سیاسی است و در عین حال هیچ راه دیگری غیر از تن دادن به یکی از این شرایط برای تامین مالی گذار که در شرایط موجود ایران

چیزی درحدود پنجاه میلیون دلار را بالغ میشود نیست.

دنباله


چنگیز عباسی

نقشه راه گذار، راهبردها و مخاطرات

در میان مردمان معترض ایرانی به حاکمیت مافیای مذهبی حاکم بر میهنمان، امروزه کمتر کسی را میتوان یافت که به مسئله « گذار از حکومت تبهکار موجود » نیندیشیده باشد و یا تمایل ذهنی به وقوع چنین گفتمانی در نزد او موجود نباشد، درباره آن سخن نگفته و یا ننوشته و یا اینکه در اقدامی عملی برای گذار از این حکومت سراسر جنایت و تبهکاری شرکت نجسته باشد. امروزه هرچند گذار از حکومت مافیا در کشورمان اولویت اول اکثریت عظیم مردم ماست، اما این اکثریت عظیم به چند دلیل معدود در حال پراکندگی و ناسازمان‌یافتگی قرار دارد و به دلیل همین پراکندگی تاکنون قادر به تحقق امر گذار نبوده است و درصورت تداوم این وضعیت، در آینده نزدیک نیز نخواهد بود. هرچند گذار در کل به سه نوع مشخص آن که عبارتند از اصلاحات ساختاری، گذار انتقالی و نهایتا براندازی که براندازی خود به سه نوع کودتایی، گذار نرم و گذار سخت منقسم است، دلالت دارد اما به دلیل پافشاری حکومت بر انقباض غیر اصلاح‌پذیرانه، لاجرم گذار از نوع انتقالی و براندازی از نوع غیر کودتایی آن در این مطلب مورد نظر نگارنده

می‌باشد.

ادامه


چنگیز عباسی

در توضیح ضرورت و کاربست نقشه راه گذار

« نقشه راه گذار » یک کمبود اساسی در میان رهگذاران سیاسی ایرانی برای رسیدن به مقصد نهایی یعنی کسب قدرت سیاسی و حفظ آن، در شرایط یک کشور مفروض و در این مورد خاص، در ایران است.

این کمبود اساسی بی دلیل نیست، چرا که رهگذاران سیاسی ایرانی اصولاً به دنبال کسب قدرت سیاسی از طروق سیاسی که راهی به غایت پیچیده و بغرنج است، نیستند. آنها با هیاهوی بسیار شعار براندازی و یا گذار از حکومت مافیا در کشورشان را بیش از چهل سال است که میدهند و چهل سال است که در تحقق همین یک شعار خود ناموفق هستند  و اصلا به این نمی‌اندیشند که چرا ناموفق هستند و هرگاه هم که نیم نگاهی به عرصه ناکامی و شکست خود می‌اندازند این و یا آن عامل منفرد تاثیرگذار و یا حتی بلاتاثیر را به عنوان علت شکست خود معرفی میکنند، غافل از اینکه آنان اصلا نقشه راهی برای این سفر پیچیده و بغرنج تدارک ندیده‌اند و در مواجهه با هر پیچ و خمی و مانعی بر سر راه به جای مراجعه به نقشه راه به بهانه‌تراشیهای متداول می‌پردازند و در همان ابتدای مسیر که یک مسیر پر سنگلاخ و ناهموار و پیچ در پیچ

با تقاطع‌های بسیار است از حرکت باز میمانند.

دنباله


چنگیز عباسی

ایران می‌میرد

کمتر روزی این روزها می‌گذرد که من بخاطر نابودی ایران اشک نریخته باشم. برای نابودی ایران و مردمانش. چه آنان که این نابودی را می‌بینند و فریاد بر می‌آورند و نصیبشان مرگی سرخ است و چه آنان که نمی‌بینند و بی‌خیالی پیشه کرده و بر این سلاخی عمدی سرزمینشان رضایت می‌دهند. من فقط اشک نمی‌ریزم، می‌دوم و می دوم تا دستی بیابم که برای آزادی ایران بفشارمش در میان آنانکه می‌توانند برای ایران کاری بکنند و حتی آنان که نمی‌کنند و وراجیهای بی‌پایانشان درباره تفاوت « است و هست » فرصت می‌دهد به ویرانگران ایران که آخرین رمقهای این

سرزمین را از آن باز ستانند

ادامه


  • :چنگیز عباسی
  • عصر پساساختارگرایی و جنبشهای بی سر
  • با توسعه امکانات اینترنتی و رایانه‌ای بخصوص تلفن‌های هوشمند که کار این ارتباطات را بسیار سهل و آسان نمودند و همراه خود شبکه‌های اجتماعی معینی را به زندگی کلاسیک مردم تزریق کردند، گذار از عصر ساختارگرایی اروپایی با شدت و در زمانی بسیار کوتاه‌تر از گذشته – سابقا بطور میانگین یک قرن طول می‌کشید که تغییرات فورمیک زندگی از غرب به شرق برسد -، مرزهای کشورهای عقب نگه‌داشته شده را در نوردید و همراه خود تنش‌های فرهنگی و اجتماعی و اطلاعاتی بسیاری را به این بخش از دنیا و از جمله کشور ما ایران منتقل نمود. دوران جدید که با نام دوران پساساختارگرایی معروف است ضمنا بخش پایانی عصر مدرنیته هم تلقی میشود که خود گذاری سیال به پست مدرنیته دارد که مشخصه عمده آن در سطح عمومی با خردگریزی و بی‌اعتمادی به همه چیز، همه کس و هر کاری است. هرکاری که با عقلانیت دوران مدرن و فرم مدرنیته مرتبط باشد

  • ادامه


:چنگیز عباسی

راه حل نهایی در آچمز حاکمیت و قدرت در ایران

برخلاف بسیاری که دائما صحبت از حکومت آخوندهای احمق در ایران میکنند من عمیقأ معتقدم که حکومت ایران نه آخوندی است و نه آخوندهای حاکم بر ایران احمقند، آنان نه مذهبی هستند آنگونه که خود مذهب را تعریف میکنند و نه پوپولیست که پوپول ( مردم ) به دنبال داشته باشند. آنها فقط متظاهرند به آنچه که در واقع نیستند و و فاعلند به آنچه که آنرا قبح می‌نامند و پنهان میکنند. قصدشان از این همه تظاهر از یکسو همنمایی با عقب‌مانده ترین اقشار فرهنگی است که به علل گوناگون

وسیع‌ترین لایه‌های اجتماعی موجود در ایران را تشکیل می‌دهند

....ادامه


چنگیز عباسی: عبور رژیم ازنقطه بی بازگشت و اشاره به برخی وظایف 

اینکه آیا رژیم نقطه بی بازگشت « یعنی نیمه راه » را در توانایی در ادامه حکومت پشت سرگذاشته و می‌رود تا به فرودی آرام « گذار از دیکتاتوری خودکامه و مافیاگری سیاسی از طریق اجرای اصلاحات از بالا » و یا « سرنگونی لاجرم » تن در دهد یا نه، بستگی به رویدادهای پیشاروی تا پایان ۱۴۰۰ دارد.  

عرصه سیاسی دنباله عرصه اقتصادی است و خود پیشاپیش عرصه نظامی واقع است و این بدان معناست که رژیم بواسطه فشارهای اقتصادی و نافرمانی مدنیخرد کننده مجبور به گزینش میان دیپلوماسی سیاسی با جهان خارج و داخل کشور و یا گزینش برخورد نظامی در هر دو جبهه بدون طی عرصه سیاسی است. این بستگی به تصمیم وی دارد. راه حل سوم رژیم برای خروج از آچمز فعلی برگزیدن راه دیپلوماسی مماشات با خارج و سرکوب در داخل است که بتواند بدون فشار خارجی به پراکندن نیروهای متعارض و در عین حال رشد یابنده داخل پرداخته و آنان را با توسل به زور خنثی سازد. به هر حال با توجه به فقدان سازمان‌یافتگی معترضان داخلی و عدم تحرک نیروهای معترض خارجی که هیچ تعرضی از آنان ساخته نیست، به باور نگارنده رژیم نه تنها نقطه بی بازگشت را رد نکرده است بلکه کمربندها را با انتخاب رییسی و اژه‌ای سفت و محکم هم کرده است که این سفر را تا مقصدی نا معلوم حالا حالا ها ادامه دهد. واقعیت این است که او علیرغم ضرب‌دیدگی های چند سال اخیر هنوز قادر به اداره

خود از موضع قدرت است و خود را نیازمند فرودی اجباری نمی‌بیند. 

ادامه....


چنگیز عباسی: آیا خاورمیانه بزودی شاهد حمله نظامی به

سایتهای غنی سازی ایران خواهد شد؟

 

بگذارید تصور کنیم که رژیم مافیا اصلا زیر بار قرارداد جدیدی نرود آنگاه چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ خوب طبیعی است که اصولاً ایران باید با یک حمله دسته جمعی نظامی روبرو شود. حمله‌ای که بتواند حکومت مافیا را به تسلیم کامل بکشاند. اما حکومت مافیا این سناریوی نظامی را قبلاً پیش‌بینی و برای آن آمادگی قبلی تدارک دیده است. این حکومت دارد با عربستان به توافق می‌رسد که مانع استفاده اسراییل از آسمان سعودی‌ها برای حمله به ایران شود و از سوی دیگر رویکرد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس علیرغم ایجاد روابط با اسراییل، به سمت تفاهم با ایران حرکت میکند و آمریکایی ها دارند خاورمیانه را تخلیه میکنند تا در صورت اجبار به وقوع چنین جنگی نیروهای آنها از معرکه دور باشند. آن ها دارند روی چین در شرق دور متمرکز میشوند که دارد قدرت جهانی آمریکا را بتدریج در کام خویش فرو می‌برد. آیا این دور شدن از میدان یک جنگ احتمالی در خاورمیانه میان اسراییل و ایران

است؟

ادامه.... 


چنگیز عباسی : حضرت آقا رای شما ۴۱.۷ درصد است و نه ۵۱ درصد و لذا حکومت شما دیگر مشروعیت  قانونی ندارد


با این مقدمه و با مراجعه به آمار و ارقام اعلامی  وزارت کشور پس از پایان رای گیری ۱۴۰۰ ( و با توجه به این که نتیجه آن از سوی مقام رهبری جمهوری اسلامی به عنوان قبول و یا عدم قبول حکومت اسلامی از سوی مردم در سخن رانی مربوطه اعلام گردید ) در مورد تعداد آرای اخذ شده برای هر کاندیدا در مجموع ۲۵ میلیون نفر از مجموع ۶۰ میلیون نفر جمعیت واجد شرایط به نفع کاندیداهای حکومتی رای داده‌اند. یعنی ۳۵ میلیون نفر رای نداه‌اند. لذا با احتساب درصدی ۵۸.۳  درصد جمعیت رای نداده‌اند و با کسر از صد درصد واجدین شرایط معلوم میشود که تنها ۴۱.۷ درصد به  کاندیداهای منتخب حکومت رای داده اند وسهم کاندیدای ارشد از این ۴۱.۷ درصد با کسر درصد مربوط به سه کاندیدای دیگر به ۳۱ درصد کاهش می‌یابد. یعنی آقای رییسی تنها نماینده ۳۱ درصد ملت ایران برای پست ریاست جمهوری است. از آنجا که بطور عرفی مشروعیت تنها با کسب پنجاه و یک درصد بدست می‌آید لذا ریاست جمهوری ایشان غیر مشروع است.

مضاف بر آنچه که درباره آقای رییسی گفته شد از آنجاییکه انتخابات در ایران به معنای بیعت با رهبری است و با توجه به اینکه تنها ۴۱.۷ درصد ملت با ایشان بیعت کرده‌اند لذا حکومت ایشان بر ملت ایران هم از مشروعیت ساقط می‌شود.

ادامه....



، آری رای نمی‌دهم اما احمق هم نیستم

چنگیز عباسی


اول اینکه دایره انتخاب ما بسته به دایره تصمیم رهبری از طریق اعمال تصمیم گیری از طریق شورای نگهبان است. یعنی با ما در این مورد مثل همان کودکانی که دایره انتخابشان محدود به دایره تصمیم والدین و یا قیم آنهاست رفتار می‌شود. سرپرست یا قیم تصمیم میگیرد که چه چیزی برای ما مفید است و به ما اجازه می‌دهد که از میان چیزهایی که او برای ما مناسب میداند انتخاب کنیم. اما رهبری به این هم بسنده نمیکند و اگر ما در همین محدودیت هم انتخاب کنیم و انتخابمان چیزی نباشد که او دلش میخواهد خودش باز از طریق شورای نگهبان وارد شده و انتخاب نهایی را انجام و شخص معینی را منتخب اعلام میکند.


کدام جمهوریت آقای کروبی؟

چنگیز عباسی


آقای کروبی از حصر خانگی گفته: «آنها در این صحنه‌آرایی به دنبال مشارکت حداقلی مردم در انتخابات هستند تا جشن نابودی جمهوریت را در ۲۹ خرداد برپا کنند»، اما کدام جمهوریت آقای کروبی؟


، جمهوری اسلامی و ورودی مصمم به فاز نهایی

چنگیز عباسی


درست در همان اولین روزهای انتشار کتاب «جمهوریت، افسون زدایی از قدرت» طی نامه مفصلی به آقای سعید حجاریان شکست حرکت اصلاحات را نه به دلیل اصلاح ناپذیری مطلق حاکمیت استبدادی بلکه به دلیل شروع از نقطه غلط حرکت در این راستا پیش بینی کردم و در آن نامه که عنوانش «اجازه هست آقای حجاریان؟» بود به تفصیل توضیح دادم که اصلاح نظام‌های استبدادی در قدم اول از اصلاح ساختار سیاسی میگذرد یعنی از جایی که قدرت دیکتاتور از آن تغذیه میکند و نه از هیچ بخش دیگری.


، جامعه اتمیزه منفی و امکان گذار مثبت

چنگیز عباسی


اتمیزه شدن مردم برای هیچ جامعه‌ای خوب نیست. اما نه اینکه اصلا خوب نیست. چرا که در جوهره هر امر نامطلوبی جنبه مطلوبی هم نهفته است که نیازمند کشف و در صورت لزوم قابل بهره‌برداری بهینه است.